اگر غروبی بعد از مرگم از تو پرسیدند که ان دیوانه میگه زمانی با تو بوده.بگو:

زمانی با من بود.

            دریایی از عشق بود که در حسرت ان خردش میکرد

بگو:قطره ی اشکی بود که در هیچ دیده جز دیده ی محبت من جا نداشت!

بگو:دیوانه ای بود که در بت پرستی بتش را دیوانه وار دوست داشت!

بگو:زمانی با من بود ولی تا اخرین لحظه ی حیاتش می گفت:

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند.

وقتی خواستم راه عشق روم گفتند گناه است.

وقتی خواستم سخن بگویم گفتند دروغ است.

وقتی خواستم گریه کنم گفتند کودکانه است.

در حالی که سکوت کرده ام گفتند عاشق استقلب

 

/ 0 نظر / 8 بازدید