نگاه........

نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد.

در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم....         نگاهم کرد،دل به او بستم

نگاهم کرد،اما بعدها فهمیدم فقط نگاهم میکرد

 

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
محمد مهدی ( مازنی ریکا)

سلام خُب برا چی نیگاه میکرد ![سوال] باید سوزن تو چیشاش میزدی الکی نیگاه نکنه [پلک] دختر مردمو الکی نیگاه میکرده [نیشخند] مرسی [عینک]

prettygirl

ای نامرد من فک کردم اینهمه نگاه میکنه چیزی میخواد.

ارسلان

در آغوش خدا گریستم پرسید:پس فرزندم حوایت کو؟ اشک هایم را پاک کردم و به او گفتم: در آغوش آدم دیگریست...[ناراحت] قشنگ بوووووووود[گل]

ثمینه

[دست][دست][دست] [تایید]خیلی قشنگ بود

gelareh

سلام شیما جونم قشنگ بود[بغل][قلب]