خداحافظ

 

حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود ولی قایق نداشت...

دلباخته سفر بود ولی همسفر نداشت....

حکایت کسی بود که زجر کشید ولی ضجه نزد....

زخم داشت ولی ننالید....

گریه کرد اما اشک نریخت.....

حکایت من حکایت کسی بود که

 پر از فریاد بود

اما سکوت کرد تا همه ی صداهارابشنود............................

خدافظ

 

همیشه  از همان  ابتدای آشناییمان

در هراس چنین روزی بودم 

و

کابوس خداحافظی رامیدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد  ...

 خداحافظ دلیل بودنم ،خداحافظ

15دی برمیگردم

بای بای

 

 

 

 

/ 34 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Amir

روی هر پله ای که باشی خدا یک پله بالا ترست نه به خاطر این که خداست به خاطر این که دست تورا بگیرد.

افشین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند] گرامي به روزم با : از آنجا که بزرگترین کتابخانه های ملی،تاریخی و علمی ایران (گندی شاپور -کسروی) توسط تازیان (اعراب) به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامع شناس بزرگ (ابن خلدون) نابود شد و به دریا ریخته شدند و بسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندند و اثری از آنان یافت نشد ولی با همه فراز و نشیب های یورش اسکندر گجستک و یورش تازی بدوی هنوز نام شیرزنان بزرگی از سرزمین مقدس ایران برای ما به جای مانده است که گوشه ای از نام و جنگاوریهایشان را ادامه مطلب از نظر خواهیم گذراند... همراه با عکسهايي که تا کنون نديده ايد -- سر بزن عزيز ... [لبخند]

مجتبی

آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ،

محمد

ممنون که به سایتم سر زدی[گل]

گمنام

روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش....

گمنام

در غروب پاییز با روحی غم انگیز مینویسم از دوست که هرچه دارم از اوست ای دوست بی تو میمیرم بی تو عمری با پایان غم انگیز دارم با تویی که چه راحت حرف دیدار را برداشتی و به جای آن حرف فاصله را گذاشتی این گونه است دنیا با تمام سختی ها و ناراحتی ها تو راهم تنها گذاشت....

سارا

سلام من يه دوستى دارم كه خيلى دوستش دارم و اسمش هم شيما است خوشحالم ميكنى بهم سر بزنى

zizi

سلام شیما جون سر بزن[ماچ]

مارال

سلام دوست عزیز...چه خوب موقع اومدم [لبخند] امروز حتما up میکنی؟ من دوباره برمیگردم تا upet رو ببینم[گل] . . . موفق باشی

مجتبی

خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت