مشتری لبخند

وقتی قلبم از پشت نمناک ترین پنجره به تو نگاه کرد،

باورش نمی شدباتو یکی میشود.

انگارگوشه ی خواب های نداشته اش جا ماند.

روی بی وزنی ثانیه ها،با کوله باری از حسرت،

پر از داشتن توشد

و به اسمان قول داد قدم هایت را ستاره باران کند.

انقدر غرق امدن های تو شد که اکنون،رفتنت را باور نمی کند.

اننقدر کنار خنده هایت جشن گرفت که دلتنگی این روز هایی که نیستی را یاد نگرفت

و ان قدر عاشق تو شد که به تمام شدن ثانیه ها فکر نکرد.

کاش سال و ماه با تو بودن را را گوشه دیوار مینوشت تا برای با تو بودن

به دنبال کلید در های بسته ی رو به رویش نمیگشت.

باور کن او قدم هایش را با پلک های ماه هماهنگ کرده تا مبادا

به ستاره ها چشم بدوزی و مشتری لبخند هایت را بین تاریکی شبها تنها رها کنی

 

loveeeeeee

بگذار میان این همه راه که برای با تو بودن ساخته،

همدل دلت باشد

                      تنهاست،تو تنهایش نگذار.قلب

/ 8 نظر / 5 بازدید
meysam

درود عزيز دلم به وب زيبات سر زدم ممنون ميشم به من هم سر بزني [گل]

رویا

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه اما میتونه یادش بده که وقتی شکست لبه تیزش دست کسی رو نبره...

رویا

تو رو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنیدم تو رو حس کردم تو نبضم من تو رو نفس کشیدم مثل حس کردن گرما یا حضور یک صدایی به تو اما نرسیدم ندونستم تو کجایی..

Amir

سلام خیلی ممنون از حضورگرمت وبلاگتو با افتخار لینک کردم هروفت اپ کردی خبرم کن

rose

سلام عزیزم لطف داری [گل] خوشحالم که اومدی[گل][گل]شاد باشی[گل][گل][گل]