زندگی چیست؟

برده از من دل و من هم باید بتوانم از او دل ببرم!

اه چه شد؟

چه شد ای قاصدک بی خبرم!

لب گشود و گفت این بار:

امدم تا خبری را ببرم!گفته ان یار که نزد تو بیایم،و بپرسم از تو......

زندگی چیست؟بگو عشق کجاست؟

وچقدر به حقیقت نزدیک است!

گفتمش پس بشنو انچه که من می گویم

وببر ان را نزد او بی کم وکاست

زندگی را هر کس به طریقی بیند

یکی از دل،یکیاز عشق و یکی از احساس

دیگری با شعر،ان یکی با پرواز

گفته اند:حسی است از قربت مرغان مهاجر

وچه زیبا گفته اند:و تو به ان یار بگو:

زندگی باران است

زندگی دریاست

زندگی یاس قشنگ است که دل می بوید

زندگی راز شگفتن است که جام می جوید

زندگی عزم سفر کردن دل در ره معشوق است

زندگی ابی دریاست و عشق غرق دریا شدن است

ولی ای دوست بدان میتوان غرق نشد

میتوان هر دو دریا شد و شاد و خرم به شناپرداخت

شرطش ان است که عاشق نشویم!

جای ان از ته دل وسر جان

همه را دوست بداریم،همه چیز و همه کس

همه شادی

به خودم امدم و دیدم قاصدک دیگر نیست!

نمی دانم از کی1با خودم حرف زدم!!!

ولی صد افسوس که شنید از من

رندگی انگوریست........دانه دانه باید ان را خورد

زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر

زندگی باور دریاست در اندیشه ی ماهی در تنگ

زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است جهان با ماست

اسمان،نور،عشق،خدا،سعادت با ماست

فرصت باز این پنجره را دریابیمبای بای

/ 0 نظر / 6 بازدید